تمامی مطالب موجود در این سامانه از وب سایت های دیگر و بدون دخالت انسانی جمع آوری شده , لذا تمام مسئولیت آنها بر عهده وب سایت منبع میباشد. مطالب مغایر با قوانین جمهوری اسلامی ایران را از طریق بخش تماس با ما به ما اعلام کنید.


ورود به کانال تلگرام


فکر دلهره  

وای چقد دارم اذیت میشم
از این طرف داییت خان آقا رئس جمهور کل ارتباط رو ازمون قط کرده منم میترسم تو کارمون دخالت کنه
خدایا کمک کن ک ارتباط گرم و خیلی محکم شه
بخاطر خودم نمیگم دوس ندارم باعث بانی این جریان سهمی داشته باشم من
امیدم خداس

ادامه مطلب  

11  

یا الله 
امشب راستش اومدم برای محمد انشا بنویسم در مورد بصیرت با نت گوشی بابا اومدم ... البته این دفعه واقعا اجازه گرفتم گفتم بابایی کار دارم وای فای گوشیتو بی زحمت باز کن بابایی هم که من عشقشم و هم ایشون برای اینجانب بنابراین راحت اجازه دادن 
سه هفته دیگه ازمون جمع بندی پیش 1 هست خدا بخیر کنه
هفته اول هم برای دروس پایه نجاتی برام برنامه داد گفت جمعه هم زنگ بزن با چه رویی خدا میداند
میخوام دیگه عزم جزم بشه بعد تموم شدن انشا محمد درس بخونم وویس

ادامه مطلب  

11  

یا الله 
امشب راستش اومدم برای محمد انشا بنویسم در مورد بصیرت با نت گوشی بابا اومدم ... البته این دفعه واقعا اجازه گرفتم گفتم بابایی کار دارم وای فای گوشیتو بی زحمت باز کن بابایی هم که من عشقشم و هم ایشون برای اینجانب بنابراین راحت اجازه دادن 
سه هفته دیگه ازمون جمع بندی پیش 1 هست خدا بخیر کنه
هفته اول هم برای دروس پایه نجاتی برام برنامه داد گفت جمعه هم زنگ بزن با چه رویی خدا میداند
میخوام دیگه عزم جزم بشه بعد تموم شدن انشا محمد درس بخونم وویس

ادامه مطلب  

تکالیف{95/12/2}  

1- فیزیک : همین امتحانی که ازمون گرفت رو بهمون داد و گفت ببرید خونه حل کنید .از بخش فشار و ماشین ها (تا دو هفته ی دیگر) سوال طرح بشه(توی ورد تایپ بشه ولی پرینت نگیرین . بافلش بیارین مدرسه).
2- اجتماعی : امتحان از درس 13 تا 16 .
3- زبان : از درس 4 و 5 تا فردا سوال طرح بشه (هرکدوم جدا) امتحان از درس5 (توسط معلم).
 

ادامه مطلب  

 

از ساعت دو و نیم بیدارم
ازمون داریم امروز
یخورده سرم درد میکنه
دارم شیمی میخونم 
و تقریبا به هیچکدوم از مباحث شیمی نرسیدیم
من نمیدونم بیزن توقع چ درصدی ر داره
ولی امیدوارم ترازم حداقل بیاد بالا 
ک مطمنم میاد
یکم بااین اسیدوباز مشکل دارم 
ک میدونم مشکلم سر کم خوندنشه
باید جبران بشه این کم خوندن امروزم
یاحق

ادامه مطلب  

کوه معرفت  

درسته داداش ندارم،  اما یه برادر رضایی دارم که اینقدر با معرفت وقتی خواست بره کربلا اول حلالیت طلبید ازمون ،تو مسیر به یادمون بوده، واسه خواهراش نماز خونده به نیابت،  امشبم رفتیم ولیمه کربلایی به من خواهرش سوغاتی داد گفت صداشم در نیار :دی یه تسبیح و یه عطر و یه تربت حرم امام حسین 
دیگه ادم داداش چه جوری میخواد؟!
کوه معرفت این پسر 

ادامه مطلب  

سهراب میگفت دچار یعنی عاشق اما...  

کاش هیچوت هی این روزا نرسن که باشه یه زمزمه هايی :
    هیچ چی نمونده ازمون
    پوچ شدیم
    هیچ چی دیگه وجود نداره
کاش نرسن این روزا که  بشنوی این زمزمه ها رو از عزیزانت ...از خودت.
 
آیا ناگزیر دچاریم به این درد هايی که مجال نفس کشیدن نمیدن حتی
و همراه با حفظ حالت قبلی ، حالت جدیدی هم به خودشون میگیرن ؟
 
 
 

ادامه مطلب  

امروز...  

خیلی وقت بود حتی صفحه ی وبلاگم رو هم ندیده بودم.امروز اومدم محل کار شوهرم و یه سری هم به وبلاگم زدم...
نمی دونم چند ماه میشد اینجا نیومده بودم،خاک بر سر تلگرام که وبلاگ رو ازمون گرفت.....
چند روز پیش شوهرم میگفت باید وبلاگ هامون رو راه بندازیم بعد بهش فکر کردم دیدم چقد ما تو تلگرام می چرخیم و صدامون رو هیچ کسی نمی شنوه خاک تو سر تلگرام واقعا....
 

ادامه مطلب  

زیارت وسیله قرب الهی  

بنابر آنچه از متون روایی و دینی استفاده می‏شود، زیارت قبور اولیای الهی منشا آثار و برکات دنیوی و اخروی فراوانی است و مسلمانان به حکم آیه «اتقوا الله وابتغوا الیه الوسیلة‏»(1)؛ «تقوای الهی پیشه کنید و وسیله‏ای [برای تقرب] به سوی او بجوئید.» اولیای الهی را بهترین وسیله برای تقرب به خداوند می‏دانند . از این رو، بارها رنج و مشقت‏ سفر را به جان می‏خرند و به زیارت قبور آنان مشرف می‏شوند و به پیمان و عهد قلبی و درونی که با پیامبران و امامان خویش ب

ادامه مطلب  

روال عادی  

سلام... چه قدررر دلم تنگ شده بود... از امروز میریم رو روال دوباره... آزمون فرداست و فشار ها بعد اون نصف میشه دقیقا...مقالع ی زبان رو بیستم باید تحویل بدم اما هنوز یک خط هم ننوشتم ،فقط یه سری مطالب پراکنده جمع کردم...اما کم نمیذارم...مطمعنم. شاااید فردا بعد ازمون با بچه ها رفتیم بیرون .... قراره نزدیکه عیدی دو سه تا نرگس تازه بیاریم تو خونه به اصرار من...خانواده کلا گل و گیاهی نیستن...قراره اون چهارپایه قدیمیه مون هم بتونه و رنگ کنیم که نرگسامون جای خوب د

ادامه مطلب  

تصویرسازی جنگ برای کودک هشت ساله :))  

ببین ، ندا اینا خونشون تو خیابون ِ ماست ، فرض کن یه روز تو و ندا سر یه چیزی دعواتون بشه و ندا بره مامان ُ بابا ُ فامیلا ُ دوستاش ُ جمع کنه و بخوان که خونه ی ما رو ازمون بگیرن . خب ما تو خونمون خیلی چیزا داریم ، تلوزیون ُ کامپیوتر ُ یخچال ُ .. عروسکای تو ُ طلاهاي مامان ُ ... اگه ما اجازه بدیم خونمون ُ بگیرن ، همه چیزمون ُ از دست میدیم . همه چیز . به خاطر همین ما با اونا دعوامون میشه ، ما میخوایم که از دست ندیم و اونا میخوان به رست بیارن . 

ادامه مطلب  

درود  

درود بر تو عزیزم، این چند روز خیلی تلاش کردی ازت سپاسگزارم، مثل اینکه خدا ازمون میخواد ریشه حسادت رو بخشکونیم. سخته ولی با لطف خدا و استعانت از اهل بیت ما موفق خواهیم شد ما قوی هستیم مخصوصاً وقتی خدا دستمونو بگیره، ازت سپاسگزارم که داری کمکم می کنی بزرگترین دلیل ناراحتیمونو شکست بدیم و پیروز و سربلند بیرون بیام دوستت دارم ماه من ان شاءالله هر روز درخشانتر از قبل بشی و تا ابد بدرخشی تو منحصر به فردی.
خدایا ممنونم که دوستم داری کمکم کن دوستت د

ادامه مطلب  

3  

بسم الله 
دور بودن از کسایی که برامون حکم نفس و وجود رو دارن خیلی سخته 
خصوصا اگه این دوری خیلی خیلی زیاد باشه ( از نظر جغرافیایی عرض نمودما البته از نظر قَلبانی ام میشه در نظر گرفت )
تا وقتی کسی کنارمونه مفهوم عشق رو کنارش درک نمیکنیم ولی اگه دور شه ازمون یا حس کنیم دور شده کلی خودمون رو به اب و اتیش میزنیم تا برگردیم به روزای قبل ، قبل این که به مرحله اب و اتیش برسیم قدر عزیزامون رو بدونیم 
# من که این خانه به سودای تو ویران کردم توبه کردم که نب

ادامه مطلب  

فیتوپلاسما  

علت تناقض در ازمون هاي ردیابی فایتوپلاسما ها مربوط به یک گیاه آلوده در طول فصل؟
به طورکلی توزیع نابرابر فیتوپلاسما ها داخل گیاه آلوده به طوری است که ممکن دو نمونه گرفته شده از قسمت هاي مختلف یک گیاه آلوده ، نتایج متناقضی در PCR داشته باشند. علاوه بر این  غلظت فایتوپلاسما در گیاه تحت تاثیر شرایط فصلی و فاکتور هاي محیطی تغییر میکند.
برگرفته از Matt Dickinson and Jennifer Hodgetts 2013

ادامه مطلب  

12  

به نام خدا
سلام
نمیدونم از کجا شروع کنم به گفتن!
امروز به مریم با شماره جدید زنگ زدم اولش نگفتم خودمم یکم اذیتش کردم اما بعدش زنگ زدم گفتم خودمم.
راستش ازمون قبلی که گند زدم دیگه هیچ احساسی برا خوندن این ازمون ندارم
الان 2 روز شایدم 3 روزه نمیتونم درس بخونم حتی بگو یک کلمه ساعت مطالعه رو که تو دفتر مینویسم صفر
قلبم به درد میاد نمیدونم چیکار کنم خیلی دلواپسم خیلی نمیدونم چیکار کنم!! واقعا نمیدونم کلافم
میخوام برم ی جایی که هیچکس نباشه اونجا بی د

ادامه مطلب  

روزنوشت  

سلام
گاهی هیچچچچ جمله ای دروصف حالم نمیتونم بگم انگار خشکسالی کلمه تومغزم اومده...
حالم نه خوبه نه بد یه جور خاص...
 
خوشحالم که دوهفته دیگه خونمونم
عاشق عیدم :سبزه وماهی قرمز ،عیدی گرفتنننن و...
ساعت یک کلاس دارم اماحوصله استاد رو اصلا ندارم یه سره رو نرو ادمه...
امشب دانشگاه مراسم داره ،نمیدونم چرابعضی ها شعور ندارن نمیفهمن ایام فاطمیه جای خیلی کارها نیس...
دیشب تاصبح یه دقیقه هم خوابم نبرد...
کارعملیمون افتاده مهدکودک ومن هنوز ازمون مورد نظرم

ادامه مطلب  

 

28 ساعته نخوابیدم
ینی دیشب ک بیدار شدم دیگ نخوابیدم گفتم پنج میخوابم تا هفتو نیم
هفتونیم گفتم ازمونو دادم میخوابم تا سه
از ازمون اومدم مامانم حال نداش کتلت درست کردم
ملیکا اس  داد ک حتما بیاد خونمون
تولدش بودچهارم تولدش بود
یه جعبه هم شیرینی لطیفه خرید برام
تو ک میدونی من عاشق شیرینی طیفه ام  یه حس خوبی میده بهم خوردنش
 
با یه لیوان چای شمال زیر پتجره بغل شوفاز
عصر جمعه و ....
ملیکای دیوونه هم باشه
یکم ک گدشت گف من شام میمونم
بعدم مامانم براش جو

ادامه مطلب  

بحثی پیرامون گرایش  

بحثی پیرامون گرایش
 
گرایش  در معانی  ساده  آن  میل، رغبت  ویا خوا ست  نسبت به  اشیا ، مسایل ، وپدیده ها است. این کلمه در ادبیات گفتاری  بصورت  تقریب  کار برد عام وروزمره گی دارد ودر مواردی  بدون بیان واظهار در رفتار و گفتار انسان متجلی میگردد. رضای خاطر همیشه بار مثبت ندارد. یک سلسله تمایلات، غرایضی  اند که به صورت گذرا رضایت خاطر انسان  را  ببار میاورد ولی تبعات آن به مراتب زیان بار تر از آن است که در یک مرحله معین زمانی  تحت تاثیر

ادامه مطلب  

بحثی پیرامون گرایش  

بحثی پیرامون گرایش
 
گرایش  در معانی  ساده  آن  میل، رغبت  ویا خوا ست  نسبت به  اشیا ، مسایل ، وپدیده ها است. این کلمه در ادبیات گفتاری  بصورت  تقریب  کار برد عام وروزمره گی دارد ودر مواردی  بدون بیان واظهار در رفتار و گفتار انسان متجلی میگردد. رضای خاطر همیشه بار مثبت ندارد. یک سلسله تمایلات، غرایضی  اند که به صورت گذرا رضایت خاطر انسان  را  ببار میاورد ولی تبعات آن به مراتب زیان بار تر از آن است که در یک مرحله معین زمانی  تحت تاثیر

ادامه مطلب  

15 روز  

نمیدونم واقعا چرا اینجوری شدم 
اصلا طرف درسا نمیرم
امشب اومدم یک ساعت درس بخونم انقدر به این ور اون ور فکر کردم که اعصابم خرد شد پاشدم از پای کتاب
قبلا خیلی تمرکزم بالا بود
امروز گفتم خیر سرم واسه ازمون پس فردا نصف درسا رو مرور کنم
بعد برعکس هر روز که اصلا ظهر ها نمیخوابم امروز خوابم برد ....لامصب داشتم یه خواب ماجراجوگونه هم میدیدم ....ساعت 5 ونیم بیدار شدم
ینی همیشه کارا برعکسه 
واقعا احساسا میکنم بعد از امتحان ترم هیچ کاری نکردم 
از الان تو ح

ادامه مطلب  

15 روز  

نمیدونم واقعا چرا اینجوری شدم 
اصلا طرف درسا نمیرم
امشب اومدم یک ساعت درس بخونم انقدر به این ور اون ور فکر کردم که اعصابم خرد شد پاشدم از پای کتاب
قبلا خیلی تمرکزم بالا بود
امروز گفتم خیر سرم واسه ازمون پس فردا نصف درسا رو مرور کنم
بعد برعکس هر روز که اصلا ظهر ها نمیخوابم امروز خوابم برد ....لامصب داشتم یه خواب ماجراجوگونه هم میدیدم ....ساعت 5 ونیم بیدار شدم
ینی همیشه کارا برعکسه 
واقعا احساسا میکنم بعد از امتحان ترم هیچ کاری نکردم 
از الان تو ح

ادامه مطلب  

داریم قندیل میبندیم :/  

 
امروز که مدرسه نرفتیم چون تعطیل شدیم... گازم که قطعه دارم از سرما قندیل میبندمبعدشم زیست و ازمایشگاه خوندم برا ازمون محترم فردا :/
حوصلم سر رفته
چیکار کنم؟؟؟
فیلم ببینم؟؟
 
سیصد و شص درجه خوفه؟؟؟
پ.ن:از بس گفتیم که خشکسالیه خشکسالیه خدا شیر اب رو از بالا باز کرد همینجور بارون میومد دیروز
بعدشم زد همه چیو داغون کرد.... گاز م قطع شد...
پ.ن:خدایا نعمت گازو از ما نگیر
_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_
من برم فیلم ببینم

ادامه مطلب  

(در کوی نیکنامی، مارا گذر ندادند....)  

همه چیز  داره خوب پیش میره:( روزای مدرسه هفت یا هشت ساعت درس میخونم و شبا چهار یا پنج ساعت میخوابم
معدلم نوزده شده و تو سه تا ازمون ترازم نهصدتا اومده بالا 
ولی امروز...
دلتنگی عجیبی دارم و یک عمر خاطره خوب رو سرم آوار شده...
یکی رو میخواستم که باهاش حرف بزنم ولی فهمیدم که واقعا کسی رو ندارم بتونم درد و دلم رو بهش بگم...
از کنکور و ما یحتوی متنفرم... ازینکه سال کنکورم به مزخرف ترین شکل داره رد میشه بدم میاد 
ازینکه فکر میکنم همه تو خانوادمون دانشگاه

ادامه مطلب  

(در کوی نیکنامی، مارا گذر ندادند....)  

همه چیز  داره خوب پیش میره:( روزای مدرسه هفت یا هشت ساعت درس میخونم و شبا چهار یا پنج ساعت میخوابم
معدلم نوزده شده و تو سه تا ازمون ترازم نهصدتا اومده بالا 
ولی امروز...
دلتنگی عجیبی دارم و یک عمر خاطره خوب رو سرم آوار شده...
یکی رو میخواستم که باهاش حرف بزنم ولی فهمیدم که واقعا کسی رو ندارم بتونم درد و دلم رو بهش بگم...
از کنکور و ما یحتوی متنفرم... ازینکه سال کنکورم به مزخرف ترین شکل داره رد میشه بدم میاد 
ازینکه فکر میکنم همه تو خانوادمون دانشگاه

ادامه مطلب  

693 .  

بسم الله القدیم :)
گذشته هاي گذشته ... 
خانم نوروزی دبیر هندسه / حسابان (؟ ) سال دوم دبیرستان .. خانم سفید پوستِ توو دل برویِ خوش زبون .. گاهی شعر مینوشتن پای تختهُ ازمون میخواستن راجع بهش فکنیمُ حرف بزنیم .. بعدا هر جای راه که میموندم ، مرور شعرای به یادگار مونده محکمم میکرد :)
خیلی سال گذشت حالاها بین تموم معلما ـُ دبیرای فراموش شده ، لابلای خاطرات رفتهُ دور شده ، یه نفر هنوزززززززز لبخند می زنهُ نفسِ گرمش ، دلمُ قیلی ویلی میدهُ کاممُ شهد میکنه .. ت

ادامه مطلب  

the sun -inspired by love- happily drowns everyday so that the moon can shine her brightness  

ادامهء سابجکتم اینه کِ میگه: even in her darkest hours .. من ایمان دارم بِ این امشب با زن دایی سومی ــش حرف زدم کلی درد دل کردیم واسه هم،خیلی خوب بود،چون اون حسمُ میفمه اصن خیلی انرژی خوبی گرفتم،مث خودم هم قوی ــه هم دی ماهی :ایکس خیلی دوسش دارم،این تایمم باید توو زندگیش بگذره کِ بعد بفمه چقد خوشبخته :ایکس با اینکه اینجارو نمیخونه اما مرسی کِ هس xx .. یِ عکس گذاشتم پروفایل تلگرامم کِ مال عروسی ــه زن دایی آخری ــَس،من و جینگول و گــُل -دوتا خواهرای لـــــو

ادامه مطلب  

the sun -inspired by love- happily drowns everyday so that the moon can shine her brightness  

ادامهء سابجکتم اینه کِ میگه: even in her darkest hours .. من ایمان دارم بِ این امشب با زن دایی سومی ــش حرف زدم کلی درد دل کردیم واسه هم،خیلی خوب بود،چون اون حسمُ میفمه اصن خیلی انرژی خوبی گرفتم،مث خودم هم قوی ــه هم دی ماهی :ایکس خیلی دوسش دارم،این تایمم باید توو زندگیش بگذره کِ بعد بفمه چقد خوشبخته :ایکس با اینکه اینجارو نمیخونه اما مرسی کِ هس xx .. یِ عکس گذاشتم پروفایل تلگرامم کِ مال عروسی ــه زن دایی آخری ــَس،من و جینگول و گــُل -دوتا خواهرای لـــــو

ادامه مطلب  

65  

آمپولام تموم شده
دکتر جانم که ایران تشریف ندارن برم پیشش:|
دیشب وقت تزریقم بود
با اینکه نزده بودم ولی بیحال بودم و بدن درد
تا ساعت 11ونیمم خواب بود
یه صحنه شک کردم نکنه دیشب تزریق داشتم!
بجون خودم معتاد شدم رفت:|
*همیشه فکر میکردم من خیلی قوی ام
اینکه تو اوج خوشیم 
تو اوج جوونیم ام اس اومد سراغم
و من تونستم تا حدودی باهش کنار بیام
با خودم میگفتم نیمی دمت گرم !
ولی فهمیدم قوی تر از من اونقدرررر هست که دیگه خودمو نبینم
اونایی که با مریضیایی سخت تر د

ادامه مطلب  

 

خودنگاری قبل ازمون
ادبیات: احتمالا مشکل خاصی نباشه =لطفا یادت نره شرزه و ارغند و گرزه.محمد حسین ممتحنی هم همون حمید سبزواریه :/ سرود درد سرود سپید.  بزرگترین شاعر درام نویس انگلیس.  زبان فارسی هم که ببین راحت بود بزن نبووود بگو به درک.  
دینی= ایشالا بخت و اقبال یار باشه باهامون و بزنیم دیگه :/ حالا این فعلا مهم نیست. بیخی
عربی: ترجمه.  اقا جان مفعول نوعی که اومد فقط صفتشو ترجمه بفرمای.تمییز جامد میتونه باشه ولی حال مشتقه.  مصدر جامده. نکره و من

ادامه مطلب  

پیامبر اسلام الگویی از روابط عمومی و ارتباطات  

از اسلام به عنوان دینی که حامل رسالتی جدید است، انتظار می رود با مردم ارتباط مؤثر برقرار کند و پیامبر به این امر همت گمارد تا مردم دین اسلام را بشناسند. خداوند می فرماید: «ادع الی سبیل ربک بالحکمه و الموعظه الحسنه» یعنی «با حکمت و موعظه نیکو، مردم را به سوی پروردگارت دعوت نما» و دعوت به سوی هر چیز همان ایجاد رغبت نسبت به آن یا به عبارت دیگر تبلیغات است و برای این رسالت باید با مردم ارتباط برقرار کرد تا نظرات و عقایدشان و نیز روش هاي زندگی آن 

ادامه مطلب  

پیامبر اسلام الگویی از روابط عمومی و ارتباطات  

از اسلام به عنوان دینی که حامل رسالتی جدید است، انتظار می رود با مردم ارتباط مؤثر برقرار کند و پیامبر به این امر همت گمارد تا مردم دین اسلام را بشناسند. خداوند می فرماید: «ادع الی سبیل ربک بالحکمه و الموعظه الحسنه» یعنی «با حکمت و موعظه نیکو، مردم را به سوی پروردگارت دعوت نما» و دعوت به سوی هر چیز همان ایجاد رغبت نسبت به آن یا به عبارت دیگر تبلیغات است و برای این رسالت باید با مردم ارتباط برقرار کرد تا نظرات و عقایدشان و نیز روش هاي زندگی آن 

ادامه مطلب  

جریان زندگی ..  

این روزا خیلی سرمون شلوغه 
آقامون واسه اربعین رفته بود کربلا ... خیییییلی سرمون شلوغ بود تا همین پریشب هم مهمون داشتیم .
منم کلاسام تموم شده و الان تو فرجه امتحانات هستم ( مثلا ) 
یه اتفاق خیلی خوب هم افتاده.... یکی از استادا از منو یه چندتایی از دوستام به عنوان دانشجوهاي فعال نام برده و ازمون خواسته تو فعالیت هاي پژوهشی و ترجمه کمکش کنیم ( کمک ک چه عرض کنم ، خودمون راه بیفتیم ) . حس خوبی به این قضیه دارم .. امیدوارم مسیر یک پیشرفت عالی رو واسم باز کن

ادامه مطلب  

 

نیم ساعت پیش اسمس اومد کارت ملی هوشمند شما آماده اس ..فردا برای تحویل به اداره پست مراجعه شود ..
یعنی انقدر که من و مامان و خواهرم خندیدیم امشب  اشکمون سرازیر شد ...
یاد عکسهاي کذایی که ازمون گرفتن افتادیم ..
پستشو نوشتم همون موقع ..
مامانم که هر پنج دقیقه یه بار میگه واااای:)
داغش تازه شد دوباره :))
عکسهايی که بدون یک دو سه و آمادگی گرفته بشه چی از آب درمیاد ..من که تازه مقنعه رو روو سرم نیمچه مرتب کرده بودم و با اشاره چشم و ابرو داشتم به خواهرم میگفت

ادامه مطلب  

خانه ای پر نور  

هر چه چشم چرخاند در یخچال نه اثری از کره بود نه پنیر نه عسل ،نه حتی یک تخم مرغ که نیمرو بخورد ،به شیشه نصفه نیمه مربا نگاهی کرد و بی رغبت دست برد مربای شکرک بسته را برداشت و روی میز گذاشت صدای چایی ساز بلند شد ،یک لیوان تمیز هم نمانده بود اصلا بعد رفتن لیلا هیچ چیز سر جایش نمانده بود ،یکی از فنجان هاي بلوری را برداشت ،اگر همسرش بود حتما کلی داد و بیداد می کرد ،خنده ی تلخی روی لب هايش نشست با حرص دو قاشق بیشتر داخل فنجان شکر ریخت و مشغول هم زدنش شد

ادامه مطلب  

خانه ای پر نور  

هر چه چشم چرخاند در یخچال نه اثری از کره بود نه پنیر نه عسل ،نه حتی یک تخم مرغ که نیمرو بخورد ،به شیشه نصفه نیمه مربا نگاهی کرد و بی رغبت دست برد مربای شکرک بسته را برداشت و روی میز گذاشت صدای چایی ساز بلند شد ،یک لیوان تمیز هم نمانده بود اصلا بعد رفتن لیلا هیچ چیز سر جایش نمانده بود ،یکی از فنجان هاي بلوری را برداشت ،اگر همسرش بود حتما کلی داد و بیداد می کرد ،خنده ی تلخی روی لب هايش نشست با حرص دو قاشق بیشتر داخل فنجان شکر ریخت و مشغول هم زدنش شد

ادامه مطلب  

دل تنگ  

هاي وب بی مخاطب من
دلم برای نوشتن تنگ شده بود
الان تایم:11:43شب امتحان عربی
سومین امتحانمه
جاداره بگم..آی ام سینگل..وری وری
مهدیه گفت دیگه باهم ارتباط نداشته باشیم...گف خانوادش گیر میدن
مهددیییییییییییی
رفیقم...عزیز تراز جونم..دلم خیلی برات تنگ شده...
براش یه پست تو کلوب گذاشتم
(دلم برامهدیه تنگیدههعی....واس خانومی...واس آقایی...هعیرفیق هواتو کردم...مطمئن باش حاضرم نباشم که شاد باشیاگه بودنم عذابه...نمیمونم..اونقد عاشقتم که دنیارم میدم برات....هه ..بود

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1