تمامی مطالب موجود در این سامانه از وب سایت های دیگر و بدون دخالت انسانی جمع آوری شده , لذا تمام مسئولیت آنها بر عهده وب سایت منبع میباشد. مطالب مغایر با قوانین جمهوری اسلامی ایران را از طریق بخش تماس با ما به ما اعلام کنید.


ورود به کانال تلگرام


22. سرو چمان من چرا میل چمن نمی‌کند  

سرو چمان من چرا میل چمن نمی‌کند
همدم گل نمی‌شود یاد سمن نمی‌کند
تا دل هرزه گرد من رفت به چین زلف او
زان سفر دراز خود عزم وطن نمی‌کند
پیش کمان ابرویش لابه همی‌کنم ولی
گوش کشیده است از آن گوش به من نمی‌کند
چون ز نسیم می‌شود زلف بنفشه پرشکن
وه که دلم چه یاد از آن عهدشکن نمی‌کند
دل به امید روی او همدم جان نمی‌شود
جان به هوای کوی او خدمت تن نمی‌کند کشته غمزه ی تو شد حـــافـــظ ناشنیده پند
تیغ سزاست هر که را درک سخن نمی‌کند
 

ادامه مطلب  

گام معلق  

 
 
 
«زمان زیادی طول نمی‌کشد تا یاد بگیری وقتی دری را پشت سرت بستی، دیگر پله ها را بالا نیایی و زنگ در را به بهانه ی حرفی جامانده در دل نزنی.»
تمام مدتی که داشتم کتاب «تصرف عدوانی» را می‌خواندم جمله ی بالا را با خودم تکرار می کنم. جمله از خودم بود؛از تجربه ای تلخ. از روزهایی که راهم کج می شد به گوشه ای از شهر که مسیرم نبود. صبح ها به خودم دروغ می گفتم. یکی از آنها این بود: اگر دوستم ندارد پس چرا فلان طور و بهمان طور!؟
بعد پاسخ خوبی به خودم می دادم:

ادامه مطلب  

گام معلق  

 
 
 
«زمان زیادی طول نمی‌کشد تا یاد بگیری وقتی دری را پشت سرت بستی، دیگر پله ها را بالا نیایی و زنگ در را به بهانه ی حرفی جامانده در دل نزنی.»
تمام مدتی که داشتم کتاب «تصرف عدوانی» را می‌خواندم جمله ی بالا را با خودم تکرار می کنم. جمله از خودم بود؛از تجربه ای تلخ. از روزهایی که راهم کج می شد به گوشه ای از شهر که مسیرم نبود. صبح ها به خودم دروغ می گفتم. یکی از آنها این بود: اگر دوستم ندارد پس چرا فلان طور و بهمان طور!؟
بعد پاسخ خوبی به خودم می دادم:

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1